متصف به اوصاف دین، دیندار، دینور…
پایبند به مبانی دین و عامل بر دستورهای آن…
نام سردار اردشیر دوم پادشاه ساسانی، دانا و خردمند…
نام گلی از گلهای بهاری…
بزرگتر…
مشهور، نامدار، معروف…
دهش، (در اعلام) فرشته ای است در ایران باستان…
بخشنده، با شکوه…
سردار ایرانی که از گزنفون شکست خورد، سردار سپاه ایران درجنگ با سردار «سدمونی »…
جوانمرد، آزاده، دانا، حکیم…
مونث راد، بانوی بخشنده، دختر جوانمرد…
منسوب به راد، جوانمرد، آزاده، بخشنده، سخاوتمند، خردمند، دانا…