جوانمرد…
آزاده، جوانمرد، بخشنده…
آنچه از دیگران پنهان نگاه داشته می شود، سِر…
منسوب به راز و منتسب به راز، پوشیده و رازآلود…
بيننده راز، واقف به اسرار نهانی…
کسی که رازی را حفظ می کند، رازبان، رازنگه دار، سِرنگه دار، کسی که رازی دارد، دارای راز…
گلی سفید و کوچک و خوش بو که از آن عطر میگیرند، نوعی انگور با دانههای ریز، [قدیمی] خمر، شراب…
نام یک گیاه دارویی…
منسوب به ري، اهل ري…
راستی، حقیقی، واقعی…
سرسبز، خرّم و با طراوت، راه شادی…
فرشتهی دادگستر در آئين زردشتی…