ازعهدۀ انجام کاری برآمدن، قادربودن،مهارت یافتن…
نوعی پرنده شکاری…
شکافنده، گشاینده، بسیار دانا…
از شخصیتهای شاهنامه…
سفیر…
صبح، بامداد…
شکوهمند، شاد، (در اعلام) نام نوازنده بزرگ در عهد ساسانیان…
خبرکردن مردم، اذان…
نام بزرگترین پادشاه آشور…
روشن، آشكار، درخشان، مشهور…
نام جد آذرباد ماراسپند…
یقین، اعتقاد…