رونده در شب…
کسی که از مال و منال دنیا میگذرد، زاهد، پسر بهمن و نوهی اسفندیار، جدّ اردشیر بابکان…
مدافع و محافظ مردان…
(به مجاز) مددكار، کمک کننده، قدرت، قسمتی از دست بین مچ و آرنج…
كوشش كننده، كوشا…
مقاوم، دارای استقامت…
پیمانه،وسیله اندازه گیری…
سردار سپاه، فرمانده لشکر، بزرگ، حاکم، شاه، رهبر…
ترکیب دو اسم سالار و مهدی (رهبر و هدایت شده)…
بی عیب، درست، تندرست، منزه…
رونده، راه رو…
آتش، از شخصیتهای شاهنامه…