سنگ سپيد…
از جنس رخام، سنگ سفید…
چهره، صورت، گونه…
رخسار، رخ، چهره، صورت…
مانند رخ، (به مجاز) زيبارو…
رخسانا، مانند رخ، (به مجاز) زيبارو…
درخشان…
متبسم، با شور و نشاط…
درخشان، روشن و تابان، درخشنده…
رخشان ، نورانی ، تابان…
درخشنده، دارای عظمت و شکوه…
آن که چهره ای روشن و تابان دارد…