پادشاه بزرگ و شاد…
پادشاه بزرگ درخشان، پادشاه روشن، پسر خورشید، از شخصیت های شاهنامه فرزند تهمورث و شاهی فرهمند است…
كيهان، عالم، گيتی، دنيا، (به مجاز) فرهنگ، نمادی برای بزرگی و عظمت، مردم دنيا و زندگی…
زینت دهنده ی جهان، آراینده جهان، زیبا…
ترکیب دو اسم جهان و آفرین (دنیا و ستایش)…
بلند اقبال، آن كه جهان بر وفق مرادش باشد…
آن که جهان تحت سلطه اوست و می تواند آن را به کسی ببخشد…
ويژگي آن كه جهان را ميبيند…
نور دهنده به جهان، تابنده بر عالم…
جوینده و طالب جهان، (مجاز) پادشاه بزرگ و کشور گشا…
دختر شهره در عالم…
آن که در جهان چون ماه می درخشد، زیبا…