دارای غمزه و كرشمه…
افروزنده گوهر…
گوهرریز، گوهربار، منظور فصیح و بلیغ…
شخص (زن) والا و نفيس در شريعت و دين…
عناصر اربعه (خاك، آب، هوا و آتش)، جمع گوهر…
بانوی گرامی و اصیل…
تابنده چون گوهر…
تاجی از گوهر…
همتای گوهر…
دختری همچون جواهر…
ترکیب دو اسم گوهر و سمانه (نوعی سنگ قیمتی و مخفف آسمان)…
گوهری درخشان چون خورشید…