به کار آینده، مفید، مؤثر…
کاربیننده، کارشناس…
وزیر پادشاه، حاکم، والی…
دانا و با تجربه، كار آزموده…
نیرومند و پهلوان…
نام قدیم کرمان…
جنگجو…
كسی كه آوای خوبی دارد، خوش نوا…
گروه مسافرانی که باهم سفر میکنند، [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم میآید…
پرآب ترین و بزرگ ترین رود ایران…
از نامهای ایرانی…
بخشنده، سخاوتمند، از اسامی خداوند…