یار زیبا…
همانند ناز و کرشمه، (به مجاز) زيبا…
دختر نازدار، دختر با ناز، (به مجاز) جذاب و دلپذير…
دختر طناز و عشوه گر…
نازی…
منسوب به ناز…
ماده ای با عطر نافذ و پایدار که زیر پوست شکم نوعی آهو به دست می آید…
صاحب نام…
نامدار، مشهور…
معروف، بزرگ، نیک نام…
نام آور، نامدار، دارای نام، معروف، مشهور، با ارزش…
سرشناس، مشهور، محبوب…