خالص، پاک…
پاک و خالص…
ساز کوچک…
ملايم طبع…
کسی که از مال و منال دنیا میگذرد، زاهد، پسر بهمن و نوهی اسفندیار، جدّ اردشیر بابکان…
ظرفی که در آن شراب مینوشند، جام شراب…
سردار سپاه، فرمانده لشکر، بزرگ، حاکم، شاه، رهبر…
ترکیب دو اسم سالار و مهدی (رهبر و هدایت شده)…
بی غم و سرخوش، سالمند و دارای عمر طولانی…
منسوب به سال، سالانه…
آتش، از شخصیتهای شاهنامه…
ترکیب دو اسم سام و راد (آتش و جوانمرد)…