نیوشا، شنوا، شنونده، شيرين، زندگی، (به مجاز) یادگیرنده و آموزنده…
نام شهری که زیبارویان آن معروف بوده اند…
شيرين، خوشايند…
(به مجاز) زيبا، سرسبز و با طراوت، زندگی تازه…
خبر خوش، مژده، وعده نیک…
نقش رنگین، تصوير، معشوق و زن زیبا روی، زيور، زينت…
گوهر و سنگ قیمتی که براي تزئين بر روي چيزي كار ميگذارند، انگشتر نگيندار پادشاهان كه به جاي مهر به كار ميرفته است…
شبيه به نياكان، مانند اجداد، همانند نياكان…
بی مانند، بدون همتا، يگانه…
شبیه به نی، زیبا، دلپذیر و دلنشین…
شبيه به نيل، مثل نيل…
اینها، زیبایی، خوش اندامی، ظرافت…