بی گمان، کمینگاه شکارچی…
بی حد، بی اندازه…
بصیر، بیننده، آگاه، هوشیار…
دختر بابصیرت…
بیننده…
انسان بی آزار…
ویژه، خالص…
بدون رقیب، یگانه…
ملکه مادر، عنوان زنان ارجمند، خانم، خاتون…
تابنده، درخشان، طاقت، پیچ و تاب زلف، فروغ و روشنایی…
روشن، درخشان، ریشه تاباندن…
(به مجاز) دختری که زیباروی است و چهرهی او روشن و تابناک است…