سیمین تن، سیمین بدن، زیبا…
دختری که مانند نقره سفید و درخشان است، (به مجاز) زیبارو…
سیمین عذار، سپید گونه…
سيمين عذار، سپید گونه…
ارزشمند، گرانبها…
سیمین عارض، سپید گونه…
داراي شكوه و جلال…
سیمین، زیبا، سفید و درخشان…
از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر مهراب کابلی و مادر رودابه…
گیاهی زینتی و نیز دارویی با گلهایی که در اواخر زمستان و اوایل بهار شکوفا میشوند، پامچال فرنگی…
سيب…