طلا…
ستودن و تمجید کردن، به شهرت رساندن، خوشبخت ساختن، فاتح، ضبط کننده…
محکوم کردن، متّهم نمودن، تجمّع، دریک جا جمع شدن…
سیب، درخت سیب جنگلی…
شجاع، قهرمان، پهلوان، دلاور…
دلیر، سربازجسور، مرد شجاع…
پهلوان زیبارو همچون ماه، جوانمرد شجاع…
شخص جسور، شجاع، قهرمان…
سرخ گون ،قرمزرنگ…
در امان تو، در پناه تو…
مادر، پایه و اساسی…