چست و چالاک، زرنگ، ماهر، زبردست…
علاج، درمان، تدبیر…
چابك، تند و تيز، سريع…
شعر، غزل، سرود، نغمه…
چشم ها…
آبشار، شلاله، معروف، چاوالان…
عزیز…
کسی که پیشاپیش دستهای حرکت میکند و اشعار مذهبی میخواند، مامور تشریفات دربار…
ناظر، نگهبان…
نام روستایی در نزدیکی لاهیجان…
اسب به ویژه اسب سفیدرنگ…
جوانه درخت، شکوفه برگ…