بزرگ، یاقوت کبود، (به مجاز) زیبارو…
بزرگی، هیبت…
هجرت کننده…
کارهای بزرگ و دشوار، کارهای سخت، کارهایی که اهمیت داشته باشد…
نرم کوفته شده، نیک ساییده و سحق شده…
نگهبان ماه، مجازا زیبا و مهتاب رو…
نگهدارنده ماه، سرور ماه، کنایه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است…
نام وزیر خردمند انوشیروان پادشاه ساسانی…
مثل ماه، زیبا و درخشان…
تاج ماه، آنکه تاجی درخشنده چون ماه دارد.…
هدایت شده، راه راست یافته، راه یافته، رشید…
اول شب، پاسي از شب، آرامش شب…