آشفته، شیفته، دیوانه، عاشق…
خورشيد خدا، نور خدا…
سفرهی غذا و نعمت، سور…
درخت عناب…
دختر خورشید…
آن که چهره ای زیبا و درخشان دارد…
خورشید رخ، زیبا رو…
نام پهلوانی دانشمند و فاضل…
همانند خورشید، مثل خورشید…
از شخصیتهای شاهنامه…
داراي فر و شكوه درخشان…
آفتاب، درخشان، درخشنده، (به مجاز) زیبارو، نام پسر افراسیاب…