به سرخی گرائیدن و یا روشن شدن افق در سحرگاهان…
شعله، اخگر، برافروختن و سرخ گشتن…
شقایق، لاله…
آران، سرزمین آریاییها…
طلا، نگین سنگی، باارزش،اصول، روش، تدبیر، همی چنین به معنی درختستان و یا بیشه زار مرتفع، کوه بلند و رفیع هم هست.…
طلا…
ستودن و تمجید کردن، به شهرت رساندن، خوشبخت ساختن، فاتح، ضبط کننده…
محکوم کردن، متّهم نمودن، تجمّع، دریک جا جمع شدن…
سیب، درخت سیب جنگلی…
شجاع، قهرمان، پهلوان، دلاور…
دلیر، سربازجسور، مرد شجاع…