ابجد + name269
لایک در اپلیکیشن10
تعداد در ایران24639
وضعیت ثبت احوالمجاز
جنسیتدختر
به انگلیسیreyhan
تلفظ/reyhān/
ریشهعربی
نوع اسمطبیعت،مذهبی

معنای کوتاه

گیاهی علفی، کاشتنی، و معطر از خانواده نعناع، هر گیاه خوشبو

معنا در فرهنگ نام‌ها

: گیاهی علفی، کاشتنی، و معطر از خانواده نعناع، هر گیاه خوشبو، گیاهی خوشبو از خانواده ی نعناع که مصرف خوراکی و دارویی دارد

معنا در لغت‌نامه دهخدا

ریحان. [ رَ ] ( ع اِ ) شاهسپرم که سپرغم نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). ریحان الملک هم گویند و در فارسی شاه سفرغم خوانند. ( از اختیارات بدیعی ). سپرغم. ( شرفنامه منیری ) ( دهار ) ( از مجمل اللغة ) ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان القرآن جرجانی ). شاه سپرغم که آن را به هندی نازبو گویند و بوی آن دافع وبا و مانع دردسر محرورین است. ( آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( از منتهی الارب ). ریحان نعنع. حماحم. حبق نبطی اسفرم. شاه اسفرغم. اسپرم. سپرغم. اسپرغم. سپرم. حبق صعتری. حبق ریحانی. ( یادداشت مؤلف ). گیاهی است علفی از تیره نعناعیان که یکساله و معطر است و دارای ساقه منشعب از قاعده می باشد.ارتفاعش 25 تا 30 سانتی متر است. برگهایش متقابل ، سبز شفاف بیضوی و کمی دندانه دار و گلهایش معطر و به رنگهای سفید و گلی و گاهی بنفش و مجتمع بطور فراهم در کنار برگهای انتهایی ساقه قرار دارند. صعتر هندی. حبق ریحانی. نازبویه. ( فرهنگ فارسی معین ) :
در چپ و راست سوسن و خیری
وز پس و پیش نرگس و ریحان.
فرخی.
ریحان که دهدت چون همی تو
ریحان نشناسی از مغیلان.
ناصرخسرو.
وگر دشوارمی بینی مشو نومید از آسانی
که از سرگین همی روید چنین خوشبوی ریحانی.
ناصرخسرو.
تن تو چون بیافت صورت دین
هم جنان یافتی و هم ریحان.
ناصرخسرو.
روز عیش و طرب و بستان است
روز بازار گل و ریحان است
انوری.
شاه اسفرم به چند نوع است عرب هرچه کوچکتر بود آن را ریحان و آنچه بزرگتر بود آن را ضیمران خواند. ( نزهة القلوب ).
همچو عیسی گل و ریحان ز نفس بردهمت
گرچه نزد گل و ریحان شدنم نگذارند.
خاقانی.
زین خار غم که در دل ریحان و گل خلید
نوحه کنان به باغ صبای اندر آمده.
خاقانی.
ای جان همه عالم ریحان همه عالم
سلطان همه عالم مولای تو اولیتر.
خاقانی.
گر تو مشک و عنبری را بشکنی
عالمی از فیح ریحان پر کنی.
مولوی.
امید وصل تو جانم به رقص می آورد
چو باد صبح که در گردش آورد ریحان.
سعدی.
من چه ام در باغ ریحان خشک برگی گو بریز
یا کی ام در ملک سلطان پاسبانی گو مباش.
سعدی.
دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده. ( گلستان ).بیشتر بخوانید ...

معنا در فرهنگ معین

(رَ یا رِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - هر گیاه خوشبو، اسپرغم . ۲ - از سبزی های خوردنی با ساقة نازک و برگ های پهن .

معنا در فرهنگ عمید

۱. از سبزی های خوردنی خوش بو با ساقۀ نازک و برگ های درشت بیضی که به صورت خام خورده می شود، اسپرغم، اسپرم، شاه اسپرغم.
۲. [قدیمی] هر گیاه سبز و خوشبو.

معنا در دانشنامه آزاد فارسی

گیاهان متعلّق به جنس Ocimum از تیرۀ نعناع (Labiatae). این گیاهان، علفی، یکساله یا پایا و معطّرند. گل ها در چرخه های شش گلی و کاسۀ گل تخم مرغی یا استوانه ای و جام آن دو لبه است. گونۀ O. basilicum، گونه معروف این جنس در ایران است و به منظور مصارف خوراکی کاشته می شود. ریحان مقدس یا درختچه ای از گونه های زینتی و کاشته شدۀ این گیاهان در استان های جنوبی است. ریحان خوراکی را بومی ایران، افغانستان و سند به شمار می آورند. از قسمت های مختلف ریحان، استفاده های درمانی می شود.

اپلیکیشن نی‌نی‌نام

برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفه‌ای، اپلیکیشن نی‌نی‌نام رو امتحان کن.

برای دانلود کلیک کنید