| ابجد + name | 61 |
| لایک در اپلیکیشن | 5 |
| تعداد در ایران | 136 |
| وضعیت ثبت احوال | مجاز |
| جنسیت | پسر |
| به انگلیسی | mazid |
| تلفظ | /mazid/ |
| ریشه | عربی |
| نوع اسم | قرآنی |
معنای کوتاه
زياد شونده، زياد، افزون
معنا در فرهنگ نامها
: زیاد شونده، زیاد، افزون، افزونی، زیادی، بسیاری، فراوانی، ( به مجاز ) باعث افزونی
معنا در لغتنامه دهخدا
دولت و حشمت و اقبال تراست
بکمالی که بر آن نیست مزید.
سوزنی.
به طول اختبار و اعتبار به مزید قربت و رتبت مخصوص گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 436 ).جمالش را که بزم آرای عید است
هنر اصلی و زیبائی مزید است.
نظامی.
چون خلیفه دید و احوالش شنیدآن سبو را پر ز زر کردو مزید.
مولوی ( مثنوی ص 58 ).
در لب و گفتش خدا شکر تو دیدفضل کرد ولطف فرمود و مزید.
مولوی.
گرم زان مانده ست با او کو ندیدکاله های خویش را ریح و مزید.
مولوی.
...که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. ( گلستان ). پسر گفت ای پدر فوائد سفر بسیار است از نزهت خاطر... و تفرج بلد... و مزید مال و مکنت. ( گلستان ).هل من مزید گوید هر دم جحیم از آنک
خواهد ز جسم دشمن او هر زمان مزید.
قاآنی ( دیوان چ معرفت ص 393 ).
- دعا برمزید دولت کسی کردن ؛ دعا بر مزید عمر کسی کردن. افزونی عمر کسی را خواستن.- مزیداً علی ماسبق ؛ بیش از پیش. افزون بر آنچه بود.
- مزید انتفاع ؛ افزونی سود. اضافه شدن نفع : قبل از ایام محاصره اصفهان ، محمدعلی بیک معیرالممالک به جهت توفیر سر کار دیوان اعلی ، و مزید انتفاع سر کار خاصه به خدمت شاه سابق عرض و یک دانگ از وزن عباسی را کم نمود. ( تذکرة الملوک چ 2 دبیرسیاقی ص 23 ).
- مزید بر علت ؛ افزون بر سبب. کنایه از گرفتاریی که علاوه بر گرفتاری قبل عارض شود.
- مزید مقدم ؛ حرفی که در ابتدای کلمه ای درآرند. پیشاوند. پیشوند. پیش آوند جزء پیوندی که پیش از کلمه واقع شود. مانند «نا» و «بی » در «ناپاک » و «بی پول » همچنین مزید مقدم هائی که در اول افعال پیشوندی در می آیند مانند «بر، باز، فرو، فرود، فراز، در، اندر».که با فعل ساده «آمدن » فعل های پیشوندی ذیل را میسازند «برآمدن ، بازآمدن ، فروآمدن ، فرودآمدن ، فراز آمدن ، در آمدن ، اندر آمدن ». بدیهی است که معنی افعال پیشوندی از معنی فعل ساده آنها جداست. رجوع به «نا» و «بی » و «بر» و «باز» و «فرو» و «فرود» و «در» و «اندر» و «فراز» شود.بیشتر بخوانید ...
معنا در فرهنگ معین
معنا در فرهنگ عمید
۲. (صفت ) زیادشونده، بسیار.
۳. (صفت ) [مجاز] مایۀ افزونی.
۴. (اسم ) (ادبی ) در قافیه، حرفی که در قافیه پس از خروج واقع می شود.
۵. [قدیمی] مزایده.
اپلیکیشن نینینام
برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفهای، اپلیکیشن نینینام رو امتحان کن.