| ابجد + name | 278 |
| لایک در اپلیکیشن | 11 |
| تعداد در ایران | 2211 |
| وضعیت ثبت احوال | مجاز |
| جنسیت | پسر |
| به انگلیسی | karevan |
| تلفظ | /kārevān/ |
| ریشه | پارسی |
| نوع اسم |
معنای کوتاه
گروه مسافرانی که باهم سفر میکنند، [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم میآید
معنا در فرهنگ نامها
: گروه مسافرانی که باهم سفر می کنند، [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم می آید، گروه مسافرانی که با هم عازم مقصدی هستند، قافله، ( به مجاز ) چیزی که عناصر و اجزای آن به دنبال هم در حرکتند
معنا در لغتنامه دهخدا
کاروان شهید رفت از پیش
وان ما رفته گیر و می اندیش.
رودکی.
سوی رود با کاروانی گشن زهابی بدو اندرون سهمگن.
ابوشکور بلخی.
به دستور فرمود تا ساروان هیون آرد از دشت صد کاروان.
فردوسی.
شتر بود بر دشت ده کاروان به هر کاروان بر یکی ساروان.
فردوسی.
به ایران شتروار صد کاروان ببردند شادان و خرم روان.
فردوسی.
به صد کاروان اشتر سرخ موی همی هیزم آورد پرخاشجوی.
فردوسی.
کاروانی بیسراکم داد جمله بارکش کاروانی دیگرم بخشید بختی جمله رنگ.
فرخی.
با کاروان حله برفتم ز سیستان با حله ای تنیده بدل بافته ز جان.
فرخی.
هر چه پرسیدند او را همه این بود جواب کاروانی زده شد کار گروهی سره شد.
لبیبی.
شاد باشید که جشن مهرگان آمدبانگ و آوای درای کاروان آمد.
منوچهری.
یکی کاروان اشتر گشن دادش هر اشتر بسان کهی از کلانی.
منوچهری.
ندانی که ویران شود کاروانگه چو برخیزد آمد شد کاروانی.
منوچهری.
چو پولی است زی آن جهان این جهان برو عبره ما را و ما کاروان.
اسدی.
ز مصر آمده روم را خواسته یکی کاروانی پر از خواسته.
( گرشاسبنامه ).
ز دروازه هاشان یکان و دوگان شدند اندر آن شهر بی کاروان.
شمسی ( یوسف و زلیخا ).
گر نیست طاقتم که تن خویش رابر کاروان دیو سلیمان کنم.
ناصرخسرو.
چند چپ و راست بتابی ز راه چون نروی راست درین کاروان.
ناصرخسرو.
وز مطرب و رود و نبید آنجاپیوسته همه روز کاروانست.
ناصرخسرو.
دردا و حسرتا که مرا دور روزگاربی آلت سلاح بزدراه کاروان.بیشتر بخوانید ...
معنا در فرهنگ معین
معنا در فرهنگ عمید
۲. [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم می آید.
۳. اتاقک چرخ داری که به پشت اتومبیل وصل می شود و برای حمل کالا، حیوانات، و اقامت در سفر مورد استفاده قرار می گیرد.
* کاروان زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] دزدیدن اموال مسافران کاروان با حمله به آن.
معنا در دانشنامه آزاد فارسی
کاروان (caravan)
گروهی از مسافران یا بازرگانان که برای کمک متقابل و دفاع از یکدیگر در حین سفر در سرزمین های نامسکون یا کشورهای خصم با هم متحد شده و سازمان یافته اند. سابقۀ تجارت کاروانی در خاورمیانه به عهد تمدن های باستانی بازمی گردد و به نظر می رسد پیش از آغاز تجارت دریایی بسیار رایج بوده است. همۀ امور مربوط به سفر کاروان ها از یک نقطۀ حاصل خیز به نقطۀ حاصل خیز دیگری در همان منطقه، می بایست از ابتدا سازمان دهی می شد، زیرا بیابان های پهناور بخش های مسکون را از یکدیگر جدا می کرد و حکومت های محلی قادر به حفاظت از بازرگانان در برابر اشتیاق قبایل به غارت و چپاول اموال آنان نبودند. کاروانیان معمولاً کالاهایی مانند جواهرات، ادویه، عطریات، رنگینه ها، فلزات، چوب های کمیاب، عاج، روغن، و منسوجات (عمدتاً ابریشم) را برای خریدوفروش با خود داشتند و بخش عمدۀ بارهای آنان را شترها از مصر تا بین النهرین و در سراسر شبه جزیرۀ عربستان حمل می کردند. در حدود قرن ۳م پای شتران به شمال افریقا و صحرای افریقا رسید. در آسیای صغیر از الاغ استفاده می شد. در دورۀ حکومت امپراتوری های بزرگ تجارت رونق بسیار داشت، زیرا در این روزگار دولت ها می توانستند مسیرهای کاروان رو را کنترل و از کاروانیان محافظت کنند؛ بسیاری از جنگ ها و فتوحات عهد باستان نیز برای ایمن سازی همین راه ها روی داد. حکومت ها به تأسیس کاروان سرا در طول راه های کاروان رو اقدام می کردند و با احداث این کاروان سراها حرکت سربازان برای امن کردن راه ها نیز سهل تر می شد. در عهد باستان، متناسب با رونق و رکود تجارت در راه های کاروان رو، شهرهایی در مسیر کاروان ها پدید می آمدند یا نابود می شدند. پس از ظهور اسلام، زیارت کعبه نیز عاملی برای تشکیل کاروان های بزرگ زیارتی شد که هر سال از اقصا نقاط جهان اسلام در موسم حج به سمت مکه راه می افتادند. تا دورۀ مدرن، که کامیون و هواپیما وارد عرصۀ تجارت شدند، سیستم تجارت کاروانی تغییر چندانی نیافته بود، و مسافرانی که قصد عبور از صحراهای خشک و سوزان را داشتند به کاروان ها ملحق می شدند.
گروهی از مسافران یا بازرگانان که برای کمک متقابل و دفاع از یکدیگر در حین سفر در سرزمین های نامسکون یا کشورهای خصم با هم متحد شده و سازمان یافته اند. سابقۀ تجارت کاروانی در خاورمیانه به عهد تمدن های باستانی بازمی گردد و به نظر می رسد پیش از آغاز تجارت دریایی بسیار رایج بوده است. همۀ امور مربوط به سفر کاروان ها از یک نقطۀ حاصل خیز به نقطۀ حاصل خیز دیگری در همان منطقه، می بایست از ابتدا سازمان دهی می شد، زیرا بیابان های پهناور بخش های مسکون را از یکدیگر جدا می کرد و حکومت های محلی قادر به حفاظت از بازرگانان در برابر اشتیاق قبایل به غارت و چپاول اموال آنان نبودند. کاروانیان معمولاً کالاهایی مانند جواهرات، ادویه، عطریات، رنگینه ها، فلزات، چوب های کمیاب، عاج، روغن، و منسوجات (عمدتاً ابریشم) را برای خریدوفروش با خود داشتند و بخش عمدۀ بارهای آنان را شترها از مصر تا بین النهرین و در سراسر شبه جزیرۀ عربستان حمل می کردند. در حدود قرن ۳م پای شتران به شمال افریقا و صحرای افریقا رسید. در آسیای صغیر از الاغ استفاده می شد. در دورۀ حکومت امپراتوری های بزرگ تجارت رونق بسیار داشت، زیرا در این روزگار دولت ها می توانستند مسیرهای کاروان رو را کنترل و از کاروانیان محافظت کنند؛ بسیاری از جنگ ها و فتوحات عهد باستان نیز برای ایمن سازی همین راه ها روی داد. حکومت ها به تأسیس کاروان سرا در طول راه های کاروان رو اقدام می کردند و با احداث این کاروان سراها حرکت سربازان برای امن کردن راه ها نیز سهل تر می شد. در عهد باستان، متناسب با رونق و رکود تجارت در راه های کاروان رو، شهرهایی در مسیر کاروان ها پدید می آمدند یا نابود می شدند. پس از ظهور اسلام، زیارت کعبه نیز عاملی برای تشکیل کاروان های بزرگ زیارتی شد که هر سال از اقصا نقاط جهان اسلام در موسم حج به سمت مکه راه می افتادند. تا دورۀ مدرن، که کامیون و هواپیما وارد عرصۀ تجارت شدند، سیستم تجارت کاروانی تغییر چندانی نیافته بود، و مسافرانی که قصد عبور از صحراهای خشک و سوزان را داشتند به کاروان ها ملحق می شدند.
wikijoo: کاروان
اپلیکیشن نینینام
برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفهای، اپلیکیشن نینینام رو امتحان کن.