| ابجد + name | 55 |
| لایک در اپلیکیشن | 20 |
| تعداد در ایران | 1088 |
| وضعیت ثبت احوال | مجاز |
| جنسیت | دختر |
| به انگلیسی | jana |
| تلفظ | /jānā/ |
| ریشه | پارسی |
| نوع اسم | شیک |
معنای کوتاه
خطاب به کسی که مانند جان عزیز باشد، ای جان، ای عزیز
معنا در فرهنگ نامها
: خطاب به کسی که مانند جان عزیز باشد، ای جان، ای عزیز، عزیزا، محبوبا
معنا در لغتنامه دهخدا
این عشق نیست جانا جنگست و کارزار.
فرخی.
خواهم که بدانم من جانا توچه خو داری تا از چه برآشوبی تا از چه بیازاری.
منوچهری.
جانا ترا که گفت که احوال ما مپرس بیگانه گرد و قصه هیچ آشنا مپرس.
حافظ ( قدسی ).
از چشم خود بپرس که ما را که میکشدجانا گناه طالع و جرم ستاره نیست.
حافظ.
جانا سخن از زبان ما میگوئی.؟
جانا. ( اِخ )توفیق افندی. او راست : واقعةالسلطان عبدالعزیز. اصل این کتاب را احمد صائب بک ، درباره سلطان عبدالعزیز که از سلاطین آل عثمان است نوشته و این شخص آنرا بعربی ترجمه کرده است و در سال 1321 هَ.ق. در 272 صفحه در بیروت بچاپ رسانیده است. ( از معجم المطبوعات ).
( جاناً ) جاناً. [ نَن ْ ] ( ق ) کلمه فارسی است که مانند کلمات عربی به آخرش تنوین درآورده اند.( از مجله دانشکده ادبیات تبریز سال اول شماره 3 ). از جان. بجان : جاناً و مالاً در راه تو فداکاریم.
معنا در فرهنگ عمید
اپلیکیشن نینینام
برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفهای، اپلیکیشن نینینام رو امتحان کن.