| ابجد + name | 357 |
| لایک در اپلیکیشن | 15 |
| تعداد در ایران | 86166 |
| وضعیت ثبت احوال | مجاز |
| جنسیت | پسر |
| به انگلیسی | jamshid |
| تلفظ | /jamšid/ |
| ریشه | پارسی |
| نوع اسم | تاریخی،شاهنامه،شیک |
معنای کوتاه
پادشاه بزرگ درخشان، پادشاه روشن، پسر خورشید، از شخصیت های شاهنامه فرزند تهمورث و شاهی فرهمند است
معنا در فرهنگ نامها
: پادشاه بزرگ درخشان، پادشاه روشن، پسر خورشید، از شخصیت های شاهنامه فرزند تهمورث و شاهی فرهمند است، به معنای جم درخشان یا جم شاه، ( اَعلام ) آخرین شاه پیشدادی در داستانهای ملی ایران، ملقب به جَم، که سال پادشاهی کرد و در سیصد سال نخست آن هیچ بیماری و مرگ نبود، سپس او گمراه و ستمکار شد و مردم به یاری ضحاک بر او شوریدند، او از ایران گریخت و مردم پس از صد سال او را در نزدیکی دریای چین یافتند و با اره دو نیم کردند، ( در اعلام ) نام یکی از پادشاهان پیشدادی و پسر تهمورث [در ' ودا 'yama ( جم ) پسر خورشید و نخستین بشری است که مرگ بر او چیره شده، بر دوزخ حکومت می کند]، جامشید، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر تهمورث پادشاه پیشدادی و دارای فره ایزدی
معنا در لغتنامه دهخدا
بفر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندرنشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون بگردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر تخت اوی
فرومانده از فره بخت اوی
بجمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج تن ، دل ز کین.
فردوسی ( شاهنامه ج 1 ص 35 ).
رجوع به جم و جمشاسپ شود.معنا در دانشنامه آزاد فارسی
(یا: جَم) از شخصیت های اساطیری ایران و هند و از بزرگ ترین شاهان خداگونۀ پیشدادی، در شاهنامۀ فردوسی. اختراع بسیاری از چیزها را به او نسبت داده اند؛ و نیز او را واضع بسیاری از هنجارها و آیین ها و رفتارهای مدنی دانسته اند. در اَوِستا، یَمَه و در متون پَهلوی، یَمَک و جَمَک است. در اوستای متأخر، یکی از صفت های جم ، خْشَئِتَه (خْشَئِت ، شید) به معنی درخشان است ؛ به همین سبب، او را جمشید خوانده اند. او جانشین طَهمورِث بود. ۶۵۰ سال فرمانروایی کرد، که از این مدت ۳۰۰ سال در قلمرو او از بیماری و مرگ خبری نبود. سرانجام ، گرفتار غرور شد و ستمکاری پیشه کرد. مردم به کمک ضَحّاک او را برانداختند. ۱۰۰ سال متواری بود، تا در نزدیکی دریای چین او را یافتند و با ارّه به دو نیمش کردند. فَرگَرد دوم وَندیداد، که کهن ترین بخش این کتاب است، به داستان جم پرداخته است . زَردُشت از اَهورامَزدا پرسید چه کسی اولین بار دین داشت؟ اهورامَزدا از جم نام می برد که شرط پیامبری را نپذیرفت؛ پس اهورامزدا، به او پیش نهاد شهریاری می دهد و جم می پذیرد؛ به این شرط که در زمان او از بیماری و رنج خبری نباشد. اَهورامزدا شرط را می پذیرد. پس از ۳۰۰ سال خبر یخبندانی بزرگ می رسد. جم برای نجات مردم و جانوران و گیاهان دژی می سازد که وَر نام دارد؛ و جفتی از همۀ موجودات در آن قرار می گیرند. برخلاف اوستای متأخر و متن های پَهلَوی ، داستان جمشید در شاهنامۀ فردوسی اگرچه شگفت انگیز است، هیئتی انسانی تر دارد.
wikijoo: جمشید
اپلیکیشن نینینام
برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفهای، اپلیکیشن نینینام رو امتحان کن.