ابجد + name252
لایک در اپلیکیشن14
تعداد در ایران8029
وضعیت ثبت احوالمجاز
جنسیتپسر
به انگلیسیhormoz
تلفظ/hormoz/
ریشهپارسی
نوع اسمتاریخی،کهکشانی

معنای کوتاه

اهورامزدا، نام دیگر سیاره مشتری، نام روز اول از هرماه خورشیدی

معنا در فرهنگ نام‌ها

: اهورامزدا، نام دیگر سیاره مشتری، نام روز اول از هرماه خورشیدی، ( اوستایی ) ( = ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز و هورمزد )، ( درنجوم ) ستاره ی مشتری، ( در گاه شماری ) روز اول از هر ماه شمسی، روز پنج شنبه، [ایرانیان قدیم به روزهای هفته چندان توجهی نداشته اند، بعدها به مناسبت انتساب این روز به مشتری نزد سامیان، این اطلاق بوجود آمده]، [هرمز در اوستایی نیز به معنی آفریننده ی نیکی بکار رفته در مقابل اهریمن که معنی آفریننده ی بدی داشته]، ( اَعلام ) ) نام پنج تن از شاهان ساسانی، هرمز اول: شاه [، میلادی]، که از زمانی حمایت کرد، هرمز دوم: شاه [، پسر نرسی و پدر شاپور ذوالاکتاب، که در جنگ با مهاجمان عرب کشته شد، هرمز سوم: شاه [، در جنگ با برادرش پیروز کشته شد، هرمز چهارم: شاه [، که در زمان او بهرام چوبین ترکان را شکست داد، هرمز بر اثر توطئه ی خسرو پرویز زندانی و کور شد، هرمز پنجم: شاه [ میلادی] به دست یکی از محافظانش کشته شد، ) هرمز: جزیره ایرانی در خلیج فارس، به مساحت حدود کیلومتر مربع، ) هرمز: نام تنگه ی میان خلیج فارس و دریای عمان به عرض کیلومتر، ) هرمز: نام شهری در جزیره ی هرمز در شهرستان قشم، در استان هرمزگان، ) نام شهر باستانی ایران در محل کنونی شهر میناب، که پس از مهاجرت مردم آن در قرن هجری به جزیره ی هرمز، رو به ویرانی نهاد، روز پنج شنبه [ایرانیان قدیم به روزهای هفته چندان توجهی نداشته اند، ( در اعلام ) نام پسر یزدگرد پسر بهرام گور، مهتر پسر انوشیروان که پدر او را به جانشینی برگزید ]هرمز در اوستایی نیز به معنی آفریننده ی نیکی بکار رفته در مقابل اهریمن که معنی آفریننده ی بدی داشته[، نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی

معنا در لغت‌نامه دهخدا

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِ ) نام روز اول است از هر ماه شمسی و نیک است در این روز سفر کردن و جامه نو پوشیدن و نشاید وام دادن. ( برهان ). از نظر ریشه با اهورامزدا، ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز، هورمزد، و هرمزد یکی است. ( از حاشیه برهان چ معین ) :
سر سال نو هرمز فرودین
بیامد بر شاه ایران زمین.
فردوسی.

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) فرشته ای که امور و مصالح روز هرمز - یعنی روز اول هر ماه -به او تعلق دارد. ( برهان ). نام فرشته نیست نام خداست. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به ماده بعد شود.

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) نام ستاره مشتری است. ( برهان ). برجیس. ( یادداشت به خط مؤلف ). اورمزد. در یونانی هرمس به معنی عطارد است و رومیان قدیم مشتری رارب الارباب میدانستند و ایرانیان هم نام اهورامزدا را بر آن نهادند. ( حاشیه برهان چ معین ) :
برید لشکرش ناهید و هرمز
به پیش لشکرش بهرام و کیوان.
دقیقی.
چه کیوان ،چه هرمز چه بهرام و شیر
چه مهر و چه ماه و چه ناهید و تیر.
فردوسی.
رجوع به هرمس شود.

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) قلعه ای است میان قدس و کرک. ( منتهی الارب ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) پسر اصفهبذ خورشید از پادشاهان طبرستان. ( حبیب السیر چ سنگی تهران ج 1 ص 431 ). در معجم الانساب زامباور دیده نشد و ظاهراً مؤلف حبیب السیر در نام خود او یا خاندانش اشتباه کرده است.

هرمز. [ هَُ م ُ] ( اِخ ) بندر... رجوع به هرمز ( جزیره هرمز ) شود.

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) الوالبی ، مکنی به ابوخالد تابعی است. ( یادداشت به خط مؤلف ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) مکنی به ابوکیان مولی رسول اﷲ، صحابی است. ( یادداشت به خط مؤلف ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) نام سردار ایرانی که با خالدبن ولید حرب کرده ودر کاظمیه کشته شد و «اکفر من هرمز» که در امثال عرب آمده مراد این هرمز است. ( یادداشت به خط مؤلف ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) تنگه ٔ... میان خلیج فارس وبحر عمان. ( فرهنگ امیرکبیر ). جزیره هرمز در کنار این تنگه واقع است آب خلیج فارس در این ناحیه شورتر از نقاط دیگر است. ( از جغرافیای طبیعی کیهان ص 102 ).

هرمز. [ هَُ م ُ ] ( اِخ ) جزیره ٔ... در خلیج فارس واقع است. ( یادداشت به خط مؤلف ). جزیره بیضی شکلی است واقع در دریای عمان به مساحت 37 هزار گز مربع که متعلق به ایران و معادن خاک سرخ آن از نظر اقتصادی مهم است. ( فرهنگ امیرکبیر ). در این جزیره معادن اکسید آهن یافت میشود. ( از جغرافیای اقتصادی کیهان ص 43 ). این جزیره در 24 هزارگزی جنوب شرقی بندرعباس واقع و اراضی آن خشک و بی حاصل است. اهمیت آن بواسطه معادن گل سرخ و گوگرد و نمک است. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 484 ). تقریباً در شمال جزیره لارک واقع شده و شکل آن گرد و محیطش قریب شش هزارگزی است. تپه هایی به ارتفاع 230 متر دارد و در شمال و مشرق آن جلگه ای به عرض یکهزار و پانصدگزی واقع و کوههای آن یا آتش فشان و یا نمکی است. آبادی آن در روی خرابه های شهر قدیمی هرمز بنا شده و این شهر که فعلاً آثار بسیار کمی از آن باقی است از بناهای پرتقالی ها و محل ذخایر و مال التجاره های آنها بوده و ارگ محکمی داشته است ، در جنوب آن آب انبارهای وسیعی است که در موقع بهار و زمستان آنها را از آب باران پر می کنند و خرابه های دیگری نیز در جنوب جزیره دیده میشود.بیشتر بخوانید ...

معنا در فرهنگ معین

(هُ مُ ) (اِ. )= هرمزد. اورمزد. اهورامزدا: ۱ - نام خدا. ۲ - نام سیارة مشتری . ۳ - نام روز اول از هر ماه خورشیدی .

معنا در فرهنگ عمید

۱. = اهورامزدا
۲. (نجوم ) سیارۀ مشتری.
۳. روز اول از هرماه خورشیدی.
۴. روز پنجشنبه. δ، گفته اند آن روز به ستارۀ مشتری تعلق دارد.


اپلیکیشن نی‌نی‌نام

برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفه‌ای، اپلیکیشن نی‌نی‌نام رو امتحان کن.

برای دانلود کلیک کنید