| ابجد + name | 445 |
| لایک در اپلیکیشن | 10 |
| تعداد در ایران | 8584 |
| وضعیت ثبت احوال | مجاز |
| جنسیت | پسر |
| به انگلیسی | hemmat |
| تلفظ | /hemmat/ |
| ریشه | عربی |
| نوع اسم | تاریخی |
معنای کوتاه
اراده، انگیزه، بلند نظری، جوانمردی، آرزو
معنا در فرهنگ نامها
: اراده، انگیزه، بلند نظری، جوانمردی، آرزو، و پشتکار قوی برای رسیدن به هدف، بلند طبعی، ( در قدیم ) خواست، ( در تصوف ) توجه قلب با تمام نیروی روحی به خداوند، دعا از صمیم قلب، ( اَعلام ) همت: شهرت محمّد ابراهیم همت [، شمسی] فرمانده ی ایرانی، از مردم قمشه، بنیانگذار کمیته ی انقلاب و سپاه پاسداران آن شهر، در جریان جنگ با عراق از فرماندهان و سازمان دهندگان نیروهای زمینی بود و در حین عملیات جنگی شهید شد، انگیزه و پشتکار قوی برای رسیدن به هدف
معنا در لغتنامه دهخدا
همت او بر فلک ز فلخ بنا کرد
بر سر ایوان فکند بن پی ایوان.
خسروانی.
منوچهر کردی بدین پیش دست نکردی بدین همت خویش پست.
فردوسی.
که باران وی در بهاران بودنه چون همت شهریاران بود.
فردوسی.
همت های فلکی بینمش سیرتهای ملکی بینمش.
منوچهری.
همه به کردن خیر است مر ورا همت همه به دادن مال است مر ورا وسواس.
منوچهری.
در سرش همت ملک نیست. ( تاریخ بیهقی ). از بزرگی همت و سماحت اخلاق وی سزد. ( تاریخ بیهقی ).تو را که همت دانستن خدای بود
مشو مخالف قول محمد مختار.
ناصرخسرو.
شاید که همتم نبود صحبت جهان چون نیست جز که مالش من هیچ همتش.
ناصرخسرو.
وگرنه مزد طاعت نیست همت به مزدش هر کسی باید رسیدن.
ناصرخسرو.
مرد همت نه مرد تهمت باش چون پیمبر نه ای ، ز امت باش.
سنائی.
همت او را ورای جزء و کل است که همه آبها به زیر پل است.
سنائی.
همت برفراغ شیر مقصور گردانیدم. ( کلیله و دمنه ). هرکه همت او از دنیا قاصر باشد حسرت او به وقت مفارقت اندک بود. ( کلیله و دمنه ). همت بر اکتساب ثواب آخرت مقصور گردان. ( کلیله و دمنه ).هر کجا گشت همتی مبذول
بی گمان لعنتی شود پیدا.
ادیب صابر.
خاقانیا ز جیب تجرد برآر سروز روزگار دامن همت فروفشان.
خاقانی.
من همه همت بر اسباب سفر دارم مرادر حضر ساز مهیا برنتابد بیش از این.
خاقانی.
دامن جمع آورید و همت برگمارید. ( ترجمه تاریخ یمینی ). همه اثر برکت همت و نتیجه هیبت سلطان بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ).ساخت از او همت قارون کلاه
از سر آن رخنه فروشُد به چاه.
نظامی.
اوج بلند است در او می پرم باشد کز همت خود برخورم.
نظامی.
هرکه را یک ذره همت داد دست کرد اوخورشید را زآن ذره پست.
عطار.
قدر همت باشد آن جهد دعالیس للانسان الا ما سعی.
مولوی.
چو همت است چه حاجت به گرز مغفرکوب چو دولت است چه حاجت به تیر جوشن خای ؟بیشتر بخوانید ...
معنا در فرهنگ معین
معنا در فرهنگ عمید
۲. اراده و عزم قوی.
۳. بلند طبعی.
اپلیکیشن نینینام
برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفهای، اپلیکیشن نینینام رو امتحان کن.