ابجد + name50
لایک در اپلیکیشن6
تعداد در ایران12345
وضعیت ثبت احوالمجاز
جنسیتدختر
به انگلیسیgol
تلفظ/gal/
ریشهاوستایی،پهلوی
نوع اسمگل

معنای کوتاه

برای مشاهده توضیحات کلیک کنید

معنا در فرهنگ نام‌ها

: نام زنی در منظومه ویس و رامین

معنا در لغت‌نامه دهخدا

گل. [ گ ُ ]( اِ ) در اوراق مانوی ( به پارتی ) ور ( گل سرخ )، اوستا وردا ، ارمنی ورد ، پهلوی گول ، ورتا ، ورد ، معرب «وَرد»، قیاس کنید با ارمنی ، وردژس ، کردی ، گول ( گل سرخ )، گول ، ( خار ) زازا ویل ، گیلکی گول ، به عربی ورد خوانند. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). هر جا که لفظ گل بلااضافت به اسم درختی مذکور شود خاص گل سرخ مراد باشد که بعربی ورد گویند و اگر مضاف باشد بسوی درختی در آن صورت عام است ، چنانکه گل سوسن و گل نرگس. ( غیاث ). کل گلها را گل گویند به اضافه نام مثل گل سوسن و نرگس و خیری و امثال آن ولی چون گل مطلق گویند گل سرخ است که بعربی ورد خوانند. ( آنندراج ). گل عبارت از اندامی است که ازبرگهای تغییر شکل یافته ساخته شده و در آن سلولهای نر و سلولهای ماده تشکیل میشود بتوسط نوع گیاه تکثیریافته از بین نمیرود. رجوع به فیزیولوژی گل تألیف زاهدی شود. گل از دو قسمت متمایز به نام پریانت و دستگاه مولد تشکیل یافته است. پریانت عبارت از برگه های سبز و یا رنگینی است که دستگاه مولد نبات را احاطه نموده است و برای نظافت آن به کار میرود. پریانت و دستگاه مولد نبات نیز هر یک از دو جزء تشکیل یافته اند جام و کاسه اجزای پریانت و نافه و مادگی اجزاء دستگاه مولد بشمار میروند.
1- کاسه از مجموع برگهای سبزرنگ به نام کاسبرگ تشکیل یافته و در قسمت خارجی گل دیده میشود و غنچه را میپوشاند. 2- جام ، مجموع گلبرگهای یک گل جام آنرا تشکیل میدهند. 3- نافه یکی از قسمتهای اساسی گل میباشد و جزو دستگاههای مولد آن بشمار میرود و از عده زیادی میله های باریک به نام پرچم که مانند قطعات دیگر گل از تغییر شکل و برگ بوجود آمده و کلروپلاست خود را از دست داده است تشکیل یافته ومولد دانه گرده و گامت نر میباشد. 4- مادگی دستگاهی است که مانند جام و نافه از برگهای تغییر شکل یافته ای که کارپل نامیده میشوند تشکیل یافته است و مولدتخمک و گامت ماده میباشد. و رجوع به گیاه شناسی ثابتی از صص 408-422 شود :
دانش و خواسته است نرگس و گل
که به یکجای نشکفند بهم.
شهیدبلخی.
مجلس باید بساخته ملکانه
از گل و از یاسمین و خیری الوان.
رودکی.
نهاده زهر بر نوش و خار هم بر گل
چنانکه باشد جیلانش از بر عناب.
بوطاهر.
باد برآمد بشاخ سیب شکفته
بر سر میخواره برگ گل بفتالید.بیشتر بخوانید ...

معنا در فرهنگ معین

(گُ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - عضو تولید مثلی و تکثیر گیاهان که از برگ های تغییر شکل یافته به وجود آمده است . گل ممکن است سلول های هر دو جنس نر و ماده را شامل باشد و یا فقط ممکن است سلول های یک جنس (نر و یا ماده ) را دربرداشته باشد. اکثر گل ها دارای رنگ های مخت
باقالی (گُ ) (ص . ) دارای خال ها یا لکه های رنگی در یک زمینة مشخص .
( ~ . ) [ انگ . ] (اِ. ) ۱ - دروازه ، در بازی هایی مانند فوتبال ، جایی که باید توپ داخل آن شود تا امتیاز به دست بیاید. ۲ - امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل تعلق گیرد.
(گِ ) [ په . ] (اِ. ) خاک آمیخته با آب . ، در جایی را ~گرفتن کنایه از: جایی را یک باره تعطیل کردن .
(گَ ) (اِ. ) (عا. ) گردن ، گلو.

معنا در فرهنگ عمید

گلو، گردن.
۱. وارد شدن توپ به دروازۀ حریف یا در حلقۀ بسکتبال.
۲. دروازه.
۱. خاک مخلوط با آب.
۲. خاک قبر.
۳. [قدیمی] خاک.
۴. [قدیمی، مجاز] ذات، سرشت.
* گل سفید: نوعی سنگ آهک به رنگ سفید که گاهی به واسطۀ وجود مواد خارجی به رنگ زرد یا سبز یا خاکستری است و هرگاه آن را در کوره حرارت بدهند و بعد بگذارند سرد شود، تبدیل به آهک می گردد.
۱. (زیست شناسی ) اندام تولیدمثل گیاهان نهان دانه که پس از مدتی به جای آن میوه به وجود می آید و شامل کاسبرگ، گلبرگ، پرچم، و مادگی است: گل سیب، گل بادام.
۲. (زیست شناسی ) هریک از گیاهان بوته ای یا درختچه ای کوچک با قسمتی شبیه اندام تولیدمثل گیاهان نهان دانه: گل لاله عباسی، گل سرخ.
۳. نقش ونگار: لباس گل دار.
۴. [مجاز] قسمت مرغوب هرچیز: گل هندوانه.
۵. واحد شمارش برخی چیزها، قطعه: یک گل زغال.
۶. نوک سوختۀ فتیله.
۷. بخش کوچک و دایره مانند در سطح چیزی، لکه.
۸. مهرۀ بازی گُل یاپوچ.
۹. سگک: گل کمربند.
۱۰. [قدیمی، مجاز] رُخ، چهره.
* گل آتشی: (زیست شناسی ) = * گل سرخ
* گل ادریسی: (زیست شناسی ) گل تزیینی به شکل خوشه، سرخ کم رنگ، بنفش و سفید با برگ های بیضی درشت که بوتۀ آن همیشه سبز است.
* گل ارمنی: قسمی خاک سرخ رنگ که جنس آن آلومین، سیلیس و آهن است و در قدیم بر روی محل ورم کرده می مالیدند.
* گل استکانی: (زیست شناسی ) نوعی گل تزیینی با برگ های بزرگ، گل هایی به شکل استکان یا زنگوله که در بیابان و هم در باغچه می روید.
* گل اشرفی: (زیست شناسی ) گیاهی زینتی با گل های زرد کوچک شبیه گل همیشه بهار.
* گل برف: (زیست شناسی ) گیاهی پایا با ریزوم ضخیم، ساقۀ کوتاه، برگ های بیضی نوک تیز، و گل های سفید کوچک که برگ و گل آن برای تسکین برخی بیماری های قلبی به کار می رود، گل برفک، موگه.
* گل بهمن: (زیست شناسی ) نوعی گل سفیدرنگ، با بوتۀ پرخار، برگ های دراز و بریده، و ریشۀ شبیه زردک که در جنگل ها و کوه ها می روید و در زمستان و میان برف گل می دهد، بهمن، بهمنان.
* گل جالیز: (زیست شناسی ) = گلک
* گل جعفری: (زیست شناسی ) گلی تزیینی، زردرنگ، برگ های ریز، بوتۀ کوتاه، بوی تند و نامطبوع که چند نوع پرپر، زرد کم رنگ، و زرد پررنگ مایل به سرخ دارد
* گل چای: (زیست شناسی ) از اقسام گل محمدی با گل های پُرپَر.
* گل حنا: (زیست شناسی ) گلی تزیینی به رنگ سفید، بنفش یا سرخ کم رنگ با بوتۀ کوتاه و برگ های دندانه دار و نوک تیز.
* گل خنجری: (زیست شناسی ) گیاهی با برگ های بزرگ و ضخیم و گل های زردرنگ که در نواحی گرمسیر می روید و از برگ های آن الیافی به دست می آید.
* گل ختمی: (زیست شناسی ) گیاهی از تیرۀ پنیرکیان با ساقۀ ضخیم، برگ های پهن، و گل های درشت صورتی یا مایل به ارغوانی.
* گل زرد: (زیست شناسی ) نوعی گل کم پر به رنگ زرد و شاخه های بلند و پرخار که بیشتر در کوهستان می روید، تیغ کوهی.
* گل ساعتی: (زیست شناسی ) گیاهی زینتی دارای برگ های بیضی و گل های درشت شبیه ساعت به رنگ سرخ یا آبی.
* گل سرخ: (زیست شناسی ) گلی معطر با گلبرگ های سرخ، ساقه های ضخیم، و برگ های بیضی که انواع مختلف دارد، آتشی.
* گل سرسبد:
۱. گل روی سبد، گل زیبا و برگزیده.
۲. [مجاز] شخص برگزیده و عزیز.
۳. [مجاز] آن که طرف مهر و محبت مخصوص کسی باشد.
* گل سرنگون: (زیست شناسی ) = بخور * بخور مریم
* گل سنگ: (زیست شناسی ) از رستنی های نهان زا که روی برخی سنگ ها یا تنۀ درختان به شکل ورقه های نازک و به رنگ های گوناگون مخصوصاً سبز مایل به زرد می روید که برخی مصرف دارویی و برخی به واسطۀ داشتن اِسانس و مواد رنگی در صنعت به کار می روند.
* گل سوری: (زیست شناسی ) گل سرخ، گل آتشی.
* گل صدتومانی: (زیست شناسی ) نوعی گل درشت و پُرپَر به رنگ های زرد و سرخ و سفید با بوتۀ پرشاخ و برگ و ریشۀ غده ای که پاجوش یا ریشۀ آن را می کارند.
* گل قاصد: (زیست شناسی ) گیاهی خودرو با برگ های بریده و سبزرنگ که ساقۀ آن دارای شیرابۀ سفیدرنگ است و در کشتزارها می روید.
* گل کاغذی:
۱. گلی که از کاغذ درست کنند.
۲. (زیست شناسی ) نوعی گل استکانی به رنگ بنفش یا سرخ کم رنگ و بسیار نازک و ظریف شبیه گلی که از کاغذ درست می کنند. بوتۀ این گیاه بزرگ و دارای ساقه های بلند و از دیوار یا پایه بالا می رود.
* گل کردن:
۱. گل درآوردن، گل دادن درخت یا بوتۀ گل.
۲. [مجاز] ظاهر شدن، نمودار گشتن، جلوه کردن.
* گل کوکب: (زیست شناسی ) = کوکب
* گل گاوزبان: (زیست شناسی ) = گاوزبان
* گل گلاب: (زیست شناسی ) = * گل محمدی
* گل گندم: (زیست شناسی ) = قنطوریون
* گل ماهور: (زیست شناسی ) گلی با برگ های بزرگ و پهن شبیه گوش خرگوش و پرزهایی مانند پرز ماهوت و گل هایی زردرنگ و گلبرگ هایی سست، گل ماهوتی، خرگوشک.
* گل محمدی: (زیست شناسی ) از اقسام گل سرخ که کم پر و کم دوام است و غالباً سایر اقسام گل سرخ را به آن پیوند می زنند، گل گلاب.
* گل مریم: (زیست شناسی ) نوعی گل سفید و خوش بو با بوتۀ پیازدار که پیازش را می کارند.
* گل مصنوعی: گلی که از کاغذ یا مادۀ دیگر درست کنند.
* گل مولا: عنوانی برای مرد درویش، درویش.
* گل میمون: (زیست شناسی ) نوعی گل به رنگ زرد، سرخ یا سفید شبیه صورت میمون با بوتۀ کوتاه و ساقه های راست و برگ های باریک که هرگاه دو پهلوی آن را با دو انگشت فشار بدهند لب هایش از هم باز می شود.
* گل مینا: (زیست شناسی ) نوعی گل که قسمت وسط آن زردرنگ و به شکل قرص است و اطرافش گلبرگ های سفید یا آبی کم رنگ دارد.
* گل نگونسار: (زیست شناسی ) گیاهی تزیینی و خوش بو با ساقۀ کوتاه و گل های سرخ یا کبود و کمی سرازیر که ریشۀ آن مصرف دارویی دارد، بخور مریم، چنگ مریم، پنجۀ مریم، گل سرنگون، گل نگون سار، سیکلامن.
* گل نوروز: (زیست شناسی ) = پامچال
* گل یخ: (زیست شناسی ) درختی کوتاه، برگ های بزرگ و پهن و نوک تیز با گل های زردرنگ و خوش بو که در زمستان شکفته می شود.














معنا در دانشنامه آزاد فارسی

گل (flower)
واحد تولیدمثلی گیاه نهاندانه یا گیاه گل دار. معمولاً از چهار حلقه برگ های تغییرشکل یافته تشکیل می شود: کاسبرگ، گلبرگ ، پرچم، و برچه. این اجزا روی محوری مرکزی (نهنج) قرار می گیرند. تنوع بسیار در اندازه، رنگ، تعداد، و آرایش این اجزا با روش گرده افشانی ارتباط نزدیک دارد. گل های سازش یافته برای گرده افشانی با باد معمولاً دارای گلبر گ ها و کاسبرگ های تحلیل رفته یا فاقد این اجزایند و کلاله های پرمانندی دارند که به منظور به دام انداختن گرده های منتقل شده با باد به سمت بیرون گل آویزان شده اند. به عکس، گلبرگ های گل هایی که با حشرات گرده افشانی می شوند، معمولاً بسیار مشخص و رنگین اند.
ساختار. کاسبرگ ها و گلبرگ ها به ترتیب کاسۀ گل و جام گل، و این دو با یکدیگر گلپوش را تشکیل می دهند که وظیفۀ آن حفاظت از اجزای گل و جلب موجودات گرده افشان است. پرچم در میان گلبرگ ها قرار دارد. هر پرچم پایه ای آویخته دارد که در انتها دارای میلههای حاوی دانۀ گرده است. به مجموعۀ پرچم های گل نافه گل (اندام نر) می گویند. حلقۀ درونی گل شامل برچه هاست که هریک متشکل از یک تخمدان حاوی تخمک و یک کلاله در انتهای پایه ای نازک (خامه) است. به مجموعۀ برچه ها مادگی (اندام ماده) می گویند.
انواع گل. گل ها از نظر اندازه بسیار متنوع اند. ممکن است مانند عدسک آبی آن قدر کوچک باشند که با چشم غیر مسلح به سختی دیده شوند یا مانند گل های غول پیکر رافلزیای مالزیایی آن قدر بزرگ باشند که قطر تنه آن ها به یک متر برسد. گل ممکن است روی گل آذین به صورت منفرد یا مجتمع قرار داشته باشد. به پایۀ گل آذین پایک، و به پایۀ گل منفرد دُمگل می گویند. گلی که هر دوی اندام های تولیدمثلی نر و ماده را داشته باشد نر ـ ماده (هرمافرودیت) است. اگر اندام های نر و ماده روی یک گیاه، اما به صورت مجزا قرار داشته باشند، آن گیاه را یک پایه می نامند و اگر اندام های نر روی یک گیاه و اندام ماده روی گیاه (پایۀ) دیگر قرار داشته باشند، آن گیاه دو پایه نامیده می شود.

گل (صنایع دستی). نگارۀ گُل در متن فرش و در دیگر هنرهای سنتی بسیار به کار می رود. نمایش گل و نقش های گوناگون آن در زندگی ایرانیان به ویژه در قالی های ایرانی فراوان است. معروف ترین گل در طراحی نقشۀ فرش، گل شاه عباسی است. طراحی گل های شاه عباسی را هنرمندان دوران صفویه رواج دادند و آن ها را به صورت تک گل یا با تزییناتی در درون، زیر، و سر گل، و در دو سو نشان می دادند. به این ترتیب، نگاره دارای گل های چهارپر، هشت پر، چند گل بر یک بوته، تک گل، یا گل های پیوسته به اسلیمی و ختایی است.

گل (مردم شناسی). گُل (مردم شناسی)(Gaul)
اقوام سلتی زبان ساکن در فرانسه و بلژیک، در دورۀ امپراتوری روم. محل سکونت آنان نیز به همین نام بود. برخی از گل ها در حدود ۴۰۰پ م به ایتالیا هجوم بردند، شهر رُم را در ۳۸۷پ م اشغال کردند و در نواحی بین کوه های آلپ و آپنن ساکن شدند. این منطقه، که به گُلِ سیزالپین شهرت یافت، در حدود ۲۲۵پ م به تسخیر روم درآمد. رومی ها در حدود ۱۲۰پ م نواحی جنوبی گُل، از سلسله کوه های آلپ تا درۀ رون را نیز تسخیر کردند و این منطقه را گالیای ناربوننسیس نامیدند. منطقۀ باقی مانده، از اقیانوس اطلس تا راین، را یولیوس سِزار در جنگ های گالیایی (۵۸ تا ۵۱پ م) فتح کرد و تحت سلطه درآورد. این منطقه بعداً در امپراتوری روم به سه استان تقسیم شد که عبارت بودند از آکویتانیا در غرب، بلژیکا در شمال، و لوگدوننسیس در مرکز و شمال غربی، امروزه فرانسه.

اپلیکیشن نی‌نی‌نام

برای انتخاب اسم کودک با کمک هوش مصنوعی و مشاوره حرفه‌ای، اپلیکیشن نی‌نی‌نام رو امتحان کن.

برای دانلود کلیک کنید