دشت…
پیشوا و رهبر…
معتمد…
جوان مرد کوچک، بخشنده…
آراسته شده…
راز ما…
دوباره برخواستن و کوهستان…
راه آبی يا جويباری كه از سبزه زار میگذرد، (به مجاز) سرسبز و خرم…
آموزنده…
خوابیدن، جنبیدن گهواره…
نام گیاهی داروئی، رازیانه…
جای بالا در مجلس، حاکم، فرمانروا…