زرگر،طلافروش…
از اسامی کهن است، کلاً وتماماً، همه، یکپارچه…
عادت کرده، خو گرفته، به معنی آنچه که شعله ور گشته و به سرخی گراید نیز هست.…
قسم، دلیلی برای ابراز و اثبات صداقت کلام…
شکارچی، صیّاد…
سپیده، وقت طلوع خورشید در سحرگاهان، میدان، فضای باز.…
مایل به سفیدی، شبیه رنگ سفید…
محافظت کننده، حامی و پشتیبان، دلسوز و غمخوار…
نشانه خداوند…
غافل، بی خبر، بی رنج و غصّه…
شفق، صبح هنگام، فجر…
آزاد و رها، مستقل…