زیست کننده،آنکه زندگی کند و وجودش مشهود باشد،ماندگار…
بقا،ماندگاری وحیات،دراغلب موارد برای فرزندان مذکری که خواهان بقایشان بودند…
صاف وتمیز، زلال ودرخشان، روشن و تابناک، عاری از هر نوع آلودگی.…
پاک شدن، صاف وزلال گردیدن…
رٲس، نوک، قله، بلندترین نقطۀ درخت، پاک، آشکار، تابناک.…
برای مشاهده توضیحات کلیک کنید…
راست و درست، حق، صاف وزلال، آبرومند، عاری ازخطا و سهو، جهت مستقیم، استقامت…
لباس پوشانیدن، تزئین نمودن، تجهیز کردن.…
درک کننده، احساس کننده، حسّاس…
حسّاس، نیروی ادراک و فهم دقیق، توانا در تشخیص و تمییز سریع و بهتر…
آهن، سخت ومحکم، استوار ومقاوم…
برابر و متعادل، متوازن ومتناسب…