گلِ پاينده و جاويد، (مجاز) هميشه دوست داشتنی (شخص)، محافظ و نگهبان گل، گلبان، باغبان، (مجاز) خوشقدم…
پرورنده گل، باغبان…
نام پهلوان ایرانی، از شخصیتهای شاهنامه…
نام یکی از طوایف کرد…
نام برادر گرشاسپ و پدر نریمان…
عناصر اربعه (خاك، آب، هوا و آتش)، جمع گوهر…
گوینده، سخنگو، واضح، رسا، (قید) مثل اینکه، گویی…
نام طوایفی که در گیلان سکونت داشته و دارند…
یکی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز، داماد رستم و پدر بیژن است…
کیوان، سیاره زحل…
زنده کننده…
خاطره، ماندگار، اثر، نشان، به جا مانده از کسی…