دریا دل، دارای عزت و حرمت زیاد، نیرومند، شخص گرامی و دوست داشتنی.…
مرد سپید رخ، قهرمان سپیدروی، جوانمرد جسور، چالاک، پارۀآتش…
رهبر محترم، امیر ویا رئیس بزرگ…
بزرگ و شایسته حرمت، رفیق صادق، دوست، محبوب…
به سرخی گرائیدن و یا روشن شدن افق در سحرگاهان…
شعله، اخگر، برافروختن و سرخ گشتن…
آران، سرزمین آریاییها…
طلا، نگین سنگی، باارزش،اصول، روش، تدبیر، همی چنین به معنی درختستان و یا بیشه زار مرتفع، کوه بلند و رفیع هم هست.…
طلا…
ستودن و تمجید کردن، به شهرت رساندن، خوشبخت ساختن، فاتح، ضبط کننده…
محکوم کردن، متّهم نمودن، تجمّع، دریک جا جمع شدن…
شجاع، قهرمان، پهلوان، دلاور…