دارنده اسب فربه یا دارای اسب زورمند…
دارنده تن نیرومند، لقب رستم پهلوان شاهنامه…
پهلوان زمین…
دختر پهلوان، دختری که قادر و توانا باشد…
نیرومند، دلیر، نام دختر شاه سمنگان همسر رستم پهلوان شاهنامه و مادر سهراب…
نیرو، زور، قوه، قدرت، طاقت، توانایی…
ترکیب دو اسم توان و دخت (نیرو و دختر)…
نیرومند، قادر، مقتدر…
طوطی، نی لبک…
سنگ سرمه، بلوط دریایی…
نام سرزمینی که در ماوراءالنهر قرار داشت…
دختر توران، نام دختر خسرو پرويز…