نمایان، آشکار، آشکارا، ظاهر…
چیز تازه پدید آمده، بی مانند در گذشته…
پیشواز، استقبال، فرمانبرداری، قبول امر…
خوب و نیکو…
دختر نیکو و خوب…
پرارزش، پرقیمت، گران بها، بهاور…
چیره، غالب…
درخشش، تلألؤ، روشنایی…
مخفف پریدخت…
بهشت، باغ، بستان…
مخفف پری زاده…
پرسان، جویان، پرسشگر…