مانند بهشت، زیبا چون بهشت…
خانه، خانمان، قبیله، وطن، زادگاه…
در گویش مازندران گنجشک…
زیبا و مست کننده…
به رنگ می، همرنگ شراب، سرخ رنگ…
در جریان، پویا…
شاه بابل…
نارون، درخت انار، انار…
نظیر و مانند انار، لنگه ی انار، نظیر و مانند آتش…
ناردانه…
دانهی انار، (مجاز) اشك خونين…
دختر آتشین…