سحر کننده، افسونگر…
مرز بين آب و خشكی، کرانه، کنار دریا…
منسوب به ساحل، مرز بين آب و خشكی، کرانه، کنار دریا…
خادم کعبه…
ابری که در شب آید، نام يكی از دختران امام موسی كاظم(ع)…
درخشنده، روشن…
(به مجاز) مددكار، کمک کننده، قدرت، قسمتی از دست بین مچ و آرنج…
آبراهه…
كوشش كننده، كوشا…
ظرفی که در آن شراب مینوشند، جام شراب…
بخشی از پیکر گیاهان…
آن که شراب در پیاله می ریزد و به دیگری می دهد…