بزرگوار، عظمت، بزرگی…
حالت دلپذیر در چیزی یا کسی، زیبایی، نمایان شدن، آشکار کردن…
بزرگ، بزرگوار، باشکوه…
یک دانه مروارید، یک دانه لؤلؤ…
دختر پادشاه بزرگ…
زن زیبا، نیکو، نیکو سیرت، پسندیده…
بهشتها…
بهشت، باغ ها، دل، قلب…
كيهان، عالم، گيتی، دنيا، (به مجاز) فرهنگ، نمادی برای بزرگی و عظمت، مردم دنيا و زندگی…
زینت دهنده ی جهان، آراینده جهان، زیبا…
ترکیب دو اسم جهان و آفرین (دنیا و ستایش)…
نور دهنده به جهان، تابنده بر عالم…