پناه دادن به کسی…
آراسته و پیراسته…
حریر،ابریشم…
خانه پدری…
نام پدر اورونت پادشاه سکایی…
لفظ نوازش دختر کوچک از روی محبت…
گل آلاله…
غنچه تازه شکفته…
مغرب، در پهلوي به معني ستاره…
حرکت باد، فرشته مأمور باد…
قطرههای آب که از ابر فروچکد…
منسوب به باران، باران…