مکان نورانی، چراغدان، طاقی بلند که چراغ را در آن گذارند…
از شخصیتهای شاهنامه…
آنچه که بوی مشک بدهد، مشک آلود، (مجاز) خوش بو، (مجاز) سیاه، تیره رنگ…
دختر مُشک آلود و معطر، یا دختر سیه موی، (به مجاز) جذاب و دلانگیز…
فناپذیر، درگذشتنی…
نخستين زن آفریده…
منسوب به مَشیم، (به مجاز) زیبارو…
پاك و مقدس، منزه…
پاک و مقدس، منزه…
گرامی دارنده، عزیز کننده، ستوده شده، گرامی، ارجمند، بزرگوار…
معزز، گرامی، ارجمند، بزرگوار…
بی گناه، معصوم، لقب حضرت فاطمه (معصومه) خواهر امام رضا (ع)…