برای مشاهده توضیحات کلیک کنید…
پرنده ای از تیرۀ شاهین…
حیات، زندگی…
شاعر، سراینده…
آنکه مسلط به زبانهای زیادی باشد…
طغیان آب از حاشیه دریا به اطراف، سیل، خروج خروشان سیلاب از بستر و احاطۀ اطراف…
همانند کوه ها، به اندازۀ کوه ها…
مشاور، رایزن، طرف شور و مشورت…
تغییرناپذیر، باقی ماندن به همان حالت…
زیست کننده،آنکه زندگی کند و وجودش مشهود باشد،ماندگار…
بقا،ماندگاری وحیات،دراغلب موارد برای فرزندان مذکری که خواهان بقایشان بودند…