عمو، دوست، نخ و یا ریسمان بافته شده از گیاه کتان (از نام های کهن)…
درخت آبنوس.…
پدر، جد، سرپرست، ریش سفید…
اداش، همنام.…
افتخار پدر، موجب آسايش و شادكامی پدر، عزيزِ پدر، دختر نازنین بابا…
کسی که خون پدری در او در جریان است.…
شناخته شده، بارز، آشکار و معلوم…
کسی که بدن استوار واندام محکمی دارد.…
شناخته شده، مشهورشده، کسی که اسب داشته باشد.…
اسب سوار…
جسور، دلیر و قهرمان.…
جسور و دلیر، مشهور، نیرومند؛ چالاک…