عطیه، بخشش…
پناه دادن به کسی…
آراسته و پیراسته…
بازگشت به سوی خدا، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل…
حریر،ابریشم…
شیر ایل و طایفه، جوانمرد و جنگاور میهن…
فتح کنندۀ ممالک، کشور گشا…
پسرایل وعشیره، اولاد وطن، پسربیگانه، غریبه، نا آشنا…
رئیس و رهبر ایل، مدیر و راهنمای قوم و طایفه، والی…
متناسب و سازگار با ایل و قبیله، تابع عادات و رسوم و آئین های متداول در ایل.…
دارای ایل وسرزمین و مملکت، ایلی که جا ومکانی دارد، صاحب و حاکم قوم و خلق.…
هم ملیّت، هم نژاد…