عبادتی که واجب نباشد، [قدیمی] بخشش، [قدیمی] غنیمت…
ماده ای با عطر نافذ و پایدار که زیر پوست شکم نوعی آهو به دست می آید…
صاحب نام…
نامدار، مشهور…
معروف، بزرگ، نیک نام…
نام آور، نامدار، دارای نام، معروف، مشهور، با ارزش…
سرشناس، مشهور، محبوب…
آشکار، هویدا…
پدر و مادر، نعناع…