آن که در حال حرکت به نرمی و آرامی است، جوينده…
باد صبا که از جانب شمال می وزد…
حرکت و فعالیت، پی گیر، در جستجوی چیزی…
رفتاری متعادل…
هم معنی پرنیان…
پارچهای ابریشمی دارای نقش و نگار؛ نوعی پارچهی حریر که برای نوشتن به کار میبردند؛ پردهی نقاشی.…
(پَرَن + دیس (پسوند شباهت))، شبیه به پَرَن؛ زیبارو، نرم و لطیف چون پرند…
(پَرَن = پروین (ستاره)، دیبای منقش و لطیف، پرنیان، پارچه ابریشمی + سا (پسوند شباهت))، شبیه ستاره پروین؛ همانند ابریشم و دیبا؛ زیبا و لطیف…
بلند بالا، نام پسر کیکاووس…